محمد جواد مغنية
20
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
كرده است ، نخست حيواناتى كه در ضمن اين جمله بدان اشاره كرده است : غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ . دوم حيواناتى كه در ضمن آيهء سوم به آنها اشاره مىكند : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ » . ما دربارهء نوع اخير بهزودى سخن خواهيم گفت . معناى جملهء « غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ » آن است كه خداوند خوردن گوشت حيواناتى را براى ما حلال كرده است كه در حال احرام آنها را شكار نكرده باشيم ؛ البتّه تفاوت نمىكند كه اين حيوانات اهلى باشند يا وحشى . امّا حيواناتى كه در اين حالت شكار مىشوند خوردن آنها حرام خواهد بود ؛ چون هرچيزى را كه شخص محرم شكار كند ، خوردنش جايز نيست ، خواه گاو ، گوسفند ، شتر و بز باشد و يا حيوانى ديگر . تفصيل اين موضوع در تفسير آيهء 97 و آيات پس از آن در همين سوره خواهد آمد . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ . مقصود از شعاير خدا ، احكام دين اوست و اعمال حجّ و عمره از والاترين مظاهر آن بهشمار مىرود . خداوند فرموده است : « كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مىشمارند ، كارشان نشان پرهيزگارى دلهايشان باشد » . « 1 » نهى از حلال كردن احكام دين خدا بدان معناست كه آنها را تحريف نكنيم و به هر صورت كه مىخواهيم در آن تصرّف ننماييم . وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ ؛ يعنى جنگ و كشتار را در ماه حرام ، جايز نشماريد . مراد از ماه حرام ، ماههاى چهارگانه است : ذو القعده ، ذو الحجّه ، محرّم و رجب ؛ چرا كه الف و لام در « الشّهر » براى استغراق است . وَ لَا الْهَدْيَ . مراد از اين واژه ، شتر ، گاو و گوسفندى است كه به منظور قربانى به خانهء خدا برده مىشود . هدف از اين كار آن است كه كسى غاصبانه آنرا تصرّف نكند و يا مانع رسيدن آن به خانهء خدا نشود . وَ لَا الْقَلائِدَ و نه قلّادهداران را . در آن زمان ، عربها ، نعل ، يا ريسمان و يا چيز ديگرى را به گردن قربانى مىبستند تا شناخته شود و كسى متعرّض آن نگردد . اينكه خداوند در
--> ( 1 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 32 .